![]() |
||
|
سلام امشب، شب آرزوهاست دلم گرفته بود به رسم قدیم چند خطی نوشتم به یاد روزهایی که در کلبه ما هم رونق بود و هم صفا اما انگار این جا هم دیگر با دل زنگار گرفته ما حال نمی کند -پاک شد- حق هم دارد مسافر، مسافر می خواهد پ.ن: این دل گرفتگی مداوم تاثیر سایه ی من است که این سان گستاخ و سنگوار بین خدا و دلم ایستاده ام دعایم کنید . . . |
||