تبليغاتX
مسافر
ب ی دل شو

+ نوشته شده در  88/08/15ساعت 10:42  توسط خنده ی تلخ  | 

با توام!
آي با توام!
با تويي كه مصاحبت هيچ رفيقي آرامت نميكند؛ رفيق است، چه رفيقي!!!
برادر ميشود برايت، چه برادري!!!
مصاحبت ميكند، چه جور...
يك بزمي برايت ميسازد ته همه ي بزم ها و مهماني ها، براي تو كه هيچ مهماني اي برايت جذابيت ندارد و يك آغوشي برايت ميگشايد، گرم... كه تا هر وقت خواستي سرت را بگذاري روي شانه هايش يا مثلا اشكي بريزي و تر كني ردايش را...

یک لیوان انار

+ نوشته شده در  88/08/08ساعت 21:35  توسط خنده ی تلخ  | 

حول حالنا الی احسن الحال
حول حالنا الی احسن الحال
حول حالنا الی احسن الحال
حول حالنا الی احسن الحال
حول حالنا الی احسن الحال
حول حالنا الی احسن الحال


م1:
خدایا!
تنبیه مان کن
زیرا
از ایمان سخن میگوییم و... ناامیدیم
+ نوشته شده در  88/08/05ساعت 9:51  توسط خنده ی تلخ  |